سه اختلاف اساسی جبهه پایداری و جبهه متحد

سایت محافظه‌کار «۵۹۸» در یادداشتی به بررسی سه اختلاف عمده «جبهه پایداری» و «جبهه متحد اصول‌گرایان» پرداخته است.

این سایت نوشته که «ساکتین فتنه»٬ «محمود احمدی‌نژاد» و «اکبر هاشمی رفسنجانی» سه عامل اختلاف در میان محافظه‌کاران هستند.

******

یکی از معضلات رسانه‌ها این است که گاهی از افکار عمومی جلو می‌زنند و در حالی که عموم مردم، شاید در برخی مقدمات هنوز ابهام دارند، سعی می‌کنند روی نتایج مانور دهند و اخبار خود را معطوف کنند. یکی از نمونه‌های این معضل، بحث دو جریان اصلی کاندیدای مجلس، یعنی جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان است.

گذری در افکار عمومی ثابت می‌کند که اختلاف اصلی این دو جریان، هنوز برای بسیاری از عموم جامعه مبهم مانده است و فقط از روی اشخاص درون جبهه به قضاوت می‌پردازند که اتفاقاً موجب ابهام بیشتری نیز خواهد شد. در این یادداشت قصد داریم مختصراً به ۳ اختلاف اصلی این دو جریان بپردازیم و سعی هم بر آن بوده که این بیان، بی‌طرفانه و مورد تأیید کلی شاخصین هر دو طرف باشد.

۱- اصلی‌ترین اختلاف بین این دو جریان، بحث از وضعیت گروهی از اصولگرایان است که «ساکتین فتنه» نامیده می‌شوند. البته خود این افراد، این لقب را بر خود بر نمی‌تابند، اما واقعیت این است که این‌ها در صف پیشرو و مطرح اظهار تبری و تولی در جریان ۸۸ نبودند.

به طور مثال آقای لاریجانی، از فتنه گران اعلام برائت کردند، اما بعد از گذشت ماه‌ها. لیکن افرادی نظیر آقا تهرانی، کوچک‌زاده، حداد عادل، کوثری، حسینیان و... از پیشتازان اعلام برائت و همچنین واجد بیشترین کمیت در حمله به جریان فتنه بودند.

افرادی که «ساکتین فتنه» لقب گرفتند، بدون اینکه بخواهیم نسبت به نیتشان قضاوتی داشته باشیم، می‌توان گفت که «نوعی اعلام برائت با کلاس» داشتند. یعنی اکثراً در موقعی که دیگر عداوت جریان سبز بر همگان واضح شد، ثانیاً در تعداد دفعات کمتری وثالثاً با الفاظ مبهم تری اعلام برائت نمودند.

افراد جبهه پایداری، در زمان فتنه ۸۸ اکثر روز‌ها در چندین مجلس به سخنرانی و مناظره علیه فتنه گران می‌پرداختند، اما ساکتین فتنه تا روشن شدن کامل حقیقت، به نوعی صبر پیشه کردند. همچنین پس از اعلام برائت هم اینگونه نبودند که وقتی نظیر امثال رسایی و کوچک‌زاده برای سخنرانی علیه فتنه بگذارند.

اما نکته مهم این است که «ساکتین فتنه،‌‌ همان تمام اعضای جبهه متحد نیستند»؛ کسی نمی‌تواند حداد عادل را در افشاگری و موضع گیری علیه فتنه از پیشگام‌ترین و مؤثر‌ترین افراد نداند. همچنین زاکانی را. اما اختلاف اصلی این دو جریان بر سر این سوال است که «اصولگرایان باید چه موضعی نسبت به ساکتین فتنه داشته باشند؟» جبهه متحد معتقد است که آن قشر از این افراد که بالاخره اعلام موضع کردند، جزو اصولگرایان‌اند و نباید آن‌ها را از دایره اصولگرایی خارج کرد.

اما جبهه پایداری معتقد است این افراد، مصداق‌‌ همان «خواص بی‌بصیرت»‌اند که رهبری از آنها گله می‌کردند و در واقع، تابع حق نیستند، تابع جریان غالب‌اند و اگر مثلاً میرحسین موسوی پیروز انتخابات می‌شد، یا اگر تقاضای انتخابات مجدد، رو به پذیرفته شدن می‌رفت، آنها موضعی بر خلاف موضع فعلیشان می‌گرفتند. اما جبهه متحد، چنین نسبتی را تهمت می‌داند و اظهار نظر‌ها و اعلام برائت‌ها را برای احراز اصولگرایی کافی.

البته باید توجه داشت، جبهه متحد افرادی را که جبهه پایداری «ساکتین فتنه» می‌نامد، به این لقب نمی‌شناسد. جبهه متحد هم از ساکتین فتنه برائت می‌کند، ولی مثلاً آقایان قالیباف یا لاریجانی را جزو ساکتین فتنه نمی‌داند.

۲- اختلاف دوم این دو جبهه، بر سر وضعیت رئیس جمهور است. هر دو جبهه منتقد رئیس جمهور هستند، اما جبهه متحد عموماً (نه باالاتفاق) معتقد است که انحراف احمدی‌نژاد، بسیار زیاد است و چه بسا زاویه‌اش با رهبری و خط اصیل انقلاب، دست کمی از اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی نداشته باشد. از نظر ایشان، احمدی‌نژاد دیگر مهره‌ای سوخته است که فقط باید دعا کرد این دو سال باقی مانده را بی‌دردسر به پایان برساند و دیگر نمی‌توان او را اصولگرای واقعی نامید. زیرا با رهبری زاویه‌ای قابل توجه داشته و دارد.

اما جبهه پایداری، اگرچه منتقد احمدی‌نژاد، خصوصاً بر سر وقایع موسوم به «جریان انحرافی» است و حتی بسیاری از آن‌ها معتقد به حضور این جریان در بدنه دولت است، لیکن احمدی‌نژاد را هنوز اصولگرای می‌داند و نه مهره‌ای سوخته.

این جریان بر اساس رهنمودهای رهبر انقلاب مبنی بر حمایت از کلیت دولت و عدم تخریب دولت، معتقد است انحرافی که در دولت احمدی‌نژاد بوجود آمد، در مقایسه با آن بازگشتی که در این دولت به مسیر واقعی انقلاب رخ داد، بسیار کوچک است. به عبارت ملموس‌تر، اگر در دولت‌های پیشین، انحرافی مثلاً ۱۵۰ درجه‌ای نسبت به آرمان‌های امام و رهبری رخ داده بود، احمدی‌نژاد ابتدا این ۱۵۰ درجه را به چیزی نظیر ۲۰ درجه کاهش داد، بعد ۳۰ درجه خودش منحرف شد. یک چنین چیزی.

۳- سومین اختلاف بین این دو دسته اصولگرایان، بر سر موضع گیری نسبت به هاشمی رفسنجانی است. افراد جبهه متحد، در مجموع موضعی «میانه» نسبت به هاشمی دارند (اگرچه برخی مثل حداد عادل، ناقد جدی او هستند).

اینها اگرچه عموماً معتقد‌اند که تفکر آقای هاشمی، به سرمایه داری و اشرافی‌گری نزدیک است، اما هیچگاه او را فردی «منحرف» نمی‌دانند. برعکس، جبهه پایداری اتفاقاً هاشمی را «منشاء انحراف در نظام» می‌داند.

جبهه پایداری، دقیقاً مانند آنچه احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی ابراز داشت، هاشمی را پدراصلی جریان اصلاحات و حتی بعضاً جریان خط دهنده به جریان مشائی نیز می‌دانند و تفکرات او را در تضاد عمیق با رهبری و آرمانهای انقلاب می‌پندارند. یعنی دقیقاً آن نسبتی که جبهه متحد، به احمدی‌نژاد می‌دهد، جبهه پایداری به هاشمی می‌دهد و بلعکس.

در پی اختلاف دوم و سوم، اختلاف دیگری بوجود می‌آید که شاید مستقلاً یک تفاوت دیدگاه فکری نباشد، بلکه یک موضع گیری عملی و به تبع اختلاف دوم و خصوصاً سوم است و آن هم موضع این دو جریان اصولگرا، نسبت به سه نفر، یعنی محسن رضایی، محمد باقر قالیباف و علی لاریجانی می‌باشد. این اختلاف از آنجا حائز اهمیت است که این سه نفر، مطرح‌ترین گزینه‌های اصولگرا برای انتخابات ریاست جمهوری آینده می‌باشند.

جبهه پایداری، اولاً این سه نفر را ذیل هاشمی و موافق و اجرا کننده افکار او می‌دانند، ثانیاً دو نفر از آنها، یعنی لاریجانی و قالیباف را جزو ساکتین فتنه و نهایتاً از اصولگرایی واقعی خارج می‌دانند. از آن طرف جبهه متحد اولاً به شدت با قرار دادن این دو ذیل ساکتین فتنه و خروجشان از اصولگرایی مخالف است، ثانیاً آن‌ها را الزاماً مجری و ذیل تفکر هاشمی نمی‌داند. البته باید همانطورکه ذکر شد، عموم جبهه متحد اصلاً خود آقای هاشمی را انحرافی جدی تلقی نمی‌کند تا انتصاب فردی به او بخواهد جرمی محسوب شود.

علی هذا، نکته‌ای بسیار مهم که عدم توجه جدی به آن، ما را در تحلیل شرائط ناکام می‌گذارد، به نظر می‌رسد در این شرایط، بهتر است هر دو طرف به جای پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و یا کلی گویی‌ها در موافقت و مخالفت، صراحتاً موضع خود را بر اساس نگاه انقلابی خود نسبت به افراد خاص مشخص کنند و سپس بر سر همین مسأله با یکدیگر به بحث بپردازند.

کاربر میهمان در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ :
جوابیه

ظاهرا فکر کردید که وکیل المله هستید که این گونه از طرف مردم نظر می دهید مردم نظر خود را در انتخابات اعلام می کنند

ali در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ :
اشتباه

اشتباه اين دو گروه اين است که نميدانند که مردم هيچيک از اينها را قبول ندارند و اينها يعني هر دو گروه آب در هاون ميکوبند و مردم پاسخ اينها را در انتخابات خواهند داد

ارسال نظر جدید

این مورد تنها در اختیار مدیران سایت بوده و برای عموم نمایش داده نمی شود.
Image CAPTCHA

www.digarban.com (2017)