«روشنفکربازی؛ سم مهلک اجتماعات ارزشی»

محمدصادق شهبازی٬ یکی از اعضای ستاد سعید جلیلی با انتقاد از آنچه «روشنفکربازی» در محیط‌های حزب‌اللهی نامیده٬ این پدیده را جزو «سموم مهلک جمع‌های ارزشی» نامیده است.
متن کامل این پست وبلاگی با عنوان «روشنفکر حزب‌اللهی و خط سوم»:

پديده روشنفکر بازی محيط‌های حزب اللهی جزو سموم مهلک جمع‌های ارزشی است. اين تيپ افراد مبتنی بر برخی يا همه چند شاخص خاص هستند:

اولويت دانسن مقابله با تندروی در جبهه خودی: نسبت به رفتارهای محيط ‌های حزب‌اللهی اعتراض جدی دارند، به صورت مشخص سخن از نفی تندروی در اين جمع‌ها می‌زنند، بسياری اوقات اين مسئله کيفی و بی‌شاخص است، يعنی مثلاً مشخص نيست، شاخص اين تندروی چيست؟ در برابر هر نوع رفتاری يک ذهنيت اين که نبايد اين گونه عمل کرد و می‌شود به گونه ديگری نيز برخورد کرد دارند.
سختگيری نسبت به جبهه خودی و تسامح نسبت به جبهه مقابل: نسبت به نوع مواجهه با جبهه مقابل، اعم از ضد انقلاب، معاندين سياسی و مفسدين اخلاقی تا افراد مرعوب غرب يا افراد خارج از گفتمان انقلاب معترضند، دغدغه‌ای که به همان ميزان و با همان شدت، نسبت به ضرورت موضع‌گيری در برابر ظلم‌ها و منکرهای بزرگ آن جريان ندارند. به نوعی خوش‌بينی ساده‌انگارانه نسبت به رفتار آن جريان و به نوعی بدبينی سخت‌گيرانه نسبت به رفتار جبهه خودی دارند.
خروجی اين اتفاق، عدم همراهی، سرد کردن يا موضع‌گيری در مورد رفتار خودی و بی‌توجهی به عمق رفتار جبهه مقابل است. اساساً خط بندی با رفتارهايی که در جبهه خودی خارج از چارچوب می‌پندارند يا واقعاً خارج از چارچوب است، برای‌شان از موضع‌گيری نسبت به جبهه مقابل و منکرات و ظلم‌های اکبر بيش‌تر اولويت دارد. معارضه با رقيب از معارضه با دشمن برای‌شان مهمتر است. به واسطه همين مسئله از بسياری از عرصه‌ها بر کنار مانده و صرفاً به نقد عملکرد جبهه حق می‌پردازند.
نيمساز بين حق و باطل: به نوعی تلاش برای يافتن خط سومی بين جبهه خودی و جبهه مقابل هستند، که هم بخشی از حرف‌های جبهه حق را داشته باشد، هم بخشی از رضايت و همراهی افراد جبهه مقابل. داشتن تصوير خوب پيش افراد جبهه مقابل به عنوان افراد معتدل و منطقی جبهه حق برای آن‌ها مهم است و معتقدند بايد چنين بود. دغدغه احساس همدلی کردن جبهه مقابل با آن‌ها از بسياری منکرات برای آنان ضريب بيشتری دارد.
آرمان‌گرايی مفرط و ترک کنش به واسطه عدم تحقق شرايط آرمانی:  به دنبال يافتن نوعی شرايط آرمانی تاريخی گذشته يا در آينده هستند، که وضعيت موجود بر اساس آن‌ها کاملاً غلط و خارج از چارچوب است و به علت دست نيافتن به درجه کامل و مطلوب و نمره ۱۰۰ ، وضعيت موجود ولو درحه ۹۰ يا ۹۵ هم باشد رد می‌شود. مثلاً به علت وجود چند نفر يا امکانتحقق يک رفتار خاص از حضور در جمعی خاص سرباز می‌زنند.
روحيه بحاث و نقاد حداکثری: روحيه بحاث داشته و در هر مورد انگيزه بحث‌های طولانی و بی‌پايان و بررسی ابعاد مختلف و ان قلت وارد کردن‌های متعدد دارند به گونه‌ای که بسياری اوقات به واسطه همين مسائل از نقش آفرينی در صحنه باز می‌مانند.

اولويت داشتن مشخص کردن تمايزات به نقش‌آفرينی: چنين رفتاری در بسياری از حرکت‌های فرهنگی و سياسی، بسياری جمع‌ها از تشکل‌های دانشجويی تا فضای سياسی کشور و…. وجود دارد.

چه نبايد کرد؟

تن دادن به بحث‌های بی‌انتها: در مواجهه با چنين افرادی نبايد به بهانه توجيه آن‌ها به بحث‌های بی‌نتيجه و وقفه ايجاد کن در کارها تن داد.
فراگير کردن شبهات اين دسته: اگر ذهن جميع افراد درگير اين مسائل نشده، دليلی ندارد  که پاسخ به اين آدم‌ها فراگير و عمومی باشد.
ترک عمل به واسطه وجود شبهه
مداقه بيش از حد نظری
مخلوط کردن رويکرد فکری و تشکيلاتی
به خط زدن بی‌توجه به ايجاد جوشش افکار عمومی
اولويت دادن خط بندی با ضعف‌های جبهه خودی به بهانه توجيه اين افراد
نفی وجود مشکل در جبهه خودی و بيتوجهی به حرکت اصلاحی در جبهه خودی
قاطی کردن عموم مردم ولغزش‌های قابل گذشت آن‌ها با رفتار جبهه مقابل و معارض

چه بايد کرد؟

تبيين: وجود چنين افرادی می‌تواند لطف خفيه الهی باشد که احساس کنيم برای کارهای‌مان تبيين يک عنصر ضروری است. ما بعضاً فعاليت‌هايی می‌کنيم اما برای تبيين و ايجاد جوشش افکار عمومی در مورد آن وقت نمی‌گذاريم.
بالا بردن دقت و پرهيز از اقدامات خارج از اخلاق و عقلانيت: اهميت بالا بردن دقت و بررسی ابعاد مختلف کار و گذاشتن پا در جای محکم مهم است. نحوه ورود ما در کارها بايد بر اساس حسابگری هزينه و فايده برای اسلام و انقلاب و نظام و جبهه حق باشد.
تفکيک رويکرد تشکيلاتی و فکری: بايد محدوده‌ای را برای تبيين به ويژه آگاه‌سازی ساير افراد که تحت تأثير گروه يا افراد مورد نظر هستند اختصاص داد، اما آن را در همان محدوده تمام کرد. اگر فردی نسبت به کاری شبهه دارد، نبايد آن کار را به او سپرد يا او را در آن مورد دخالت داد. توجيه و تبيين با جلو رفتن کارها بايد تبيين شود.
مطالبه کردن شاخص‌های تندروی و کندروی: در برخورد با چنين افرادی بايد دقيق از آن‌ها مطالبه کرد نقطه مقابل آن‌چه تندروی می‌نامند چيست؟ نقطه‌ای که نقطه ميانه است کجاست؟ شاخص ميانه بودن آن چيست؟ آيا انتخاب نيمساز دو جهت‌گيری ولو حق و باطل باشد  درست است؟
تلاش برای پيشبرد حرکت‌ها با خط شکنی يا ايجاد جوشش افکار عمومی: در چنين موارد بايد بسته به شرايط با خط شکنی و نشان دادن عرصه از يک سو يا ايجاد جوشش افکار عمومی چنين افرادی را منزوی کرد يا در معرض عمل انجام شده قرار داد. چنان که امام خمينی در برخورد با متحجرين حوزوی تنها مسئله باز کننده فضا را خون دادن در مسير حق دانستند(صحيفه امام، منشور روحانيت، جاد ۲۱، ص۲۷۹)، يا  در برخورد با افراد غير توجيه جبهه حق ولو از روحانيون بلند پايه بعد از تلاش اوليه برای آگاه‌سازی آن‌ها به جای سرگرم شدن به مجادلات و ملاحظات بی‌انتها تلاش کرد تا با توده مردم ارتباط بگيرد و با ايجاد فضای غالب مردمی و جوشش افکار عمومی آن‌ها را ملزم به همراهی با فضای اکثريت مومنين کردند. پيش بردن جبهه و به ميان گذاشتن مسئله جديد يا فضای عمومی يا گاه حتی خود اين افراد را همراه می‌کند.
تبيين سرنوشت و نوع عمل افراد به دنبال خط سوم گری بين حق و باطل: بسياری اوقات مسائلی از اين دست بيش از آن‌که ريشه معرفت‌شناختی داشته باشد و به تعبير آيت‌الله جوادی آملی شبهه فکری باشد، ريشه جامعه‌شناختی-روان‌شناختی داشته و حاصل شهوت عملی است. تبيين آيات، احاديث و نمونه‌های مربوط به افرادی که مذبذب بين حق و باطل و به دنبال رسم نيمساز و روشن‌فکری بازی بين آن دو هستند از موارد بسيار مهم و موثر است. رفتار امثال اصحاب ابن مسعود، عبدالله بن عمر و  در نهايت خوارج با امامان مقدم شيعه،  خود درسی مهم است که بايد اين افراد و ديگران را به عدم افتادن در اين دام تحذير داد.
نمايش مختصات خاص نگاه درست به صورت نظری و عملی بدون سرگرم شدن به مرزبندی صرف: بسياری اوقات، تبيين و پيگيری اقدام درست بسيار موثرتر از سرگرم شدن به مرزبندی‌های صرفی است که پايان نيز نمی‌يابد.
اصلاح جريان خودی حتی‌المقدور در جمع‌های خصوصی‌تر
 

ارسال نظر جدید

این مورد تنها در اختیار مدیران سایت بوده و برای عموم نمایش داده نمی شود.
Image CAPTCHA

www.digarban.com (2017)