زائری: ارزش‌های اخلاقی در ایران کارکرد خود را از دست داده است

محمدرضا زائری٬ از فعالان سیاسی فرهنگی محافظه‌کار از رواج دوگانگی اخلاقی در ایران انتقاد کرده و نوشته برخی ارزش‌های اخلاقی که به کودکان آموزش داده می‌شود٬ در واقعیت‌های زندگی روزمره ایران کاربردی ندارد.

وی افزوده «ما به صداقت و راستگویی دعوت می‌کنیم اما در عمل روابط اجتماعی را طوری تنظیم کرده‌ایم که افراد ناچار به دروغ گفتن بشوند.»

متن کامل این یادداشت با عنوان «بالاخره راست بگوییم یا نه ؟»:

تناقض در دعوت‌های کلامی و آموزه‌های تربیتی نظری با واقعیت‌های عملی زندگی روزمره در بسیاری از موارد افراد را به ریاکاری و تظاهر می‌کشاند.

تربیت از کودکی آغاز می‌شود و انسان‌ها از آغاز حیات خود چه در محیط خانواده و چه در فضای مدرسه کلمه به کلمه و قدم به قدم یاد می‌گیرند که چگونه زندگی کنند. گاه آنچه بچه‌ها از ما می‌شنوند یا در کتاب‌ها می‌خوانند با آنچه در عمل می‌بینند و لمس می‌کنند تعارض و تفاوت دارد و درست از همین جاست که تناقض‌ها شروع می‌شود و به چشم می‌آید.

بسیاری از ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی که به شکل رسمی آموزش داده می‌شوند٬ نه تنها در واقعیت‌های زندگی روزمره کاربرد ندارد بلکه باعث دردسر و گرفتاری می‌شود.

ما حق‌طلبی را ارزش می‌شماریم و معیار می‌دانیم و از آیات قرآن تا احادیث و روایات در این موضوع فراوان بر زبان می‌آوریم اما در عمل زندگی خود را بر اساس حق‌طلبی بنا نکرده‌ایم. ما حریت و آزادگی را می‌ستاییم ولی در دنیای واقعی می‌آموزیم که اگر کسی بخواهد آزادمردانه زندگی کند جز ناکامی و شکست نتیجه‌ای نخواهد دید.

ما به صداقت و راستگویی دعوت می‌کنیم اما در عمل روابط اجتماعی را طوری تنظیم کرده‌ایم که افراد ناچار به دروغ گفتن بشوند.

همان کسانی که در سخنرانی‌ها از صداقت دم می‌زنند٬ خودشان دو دفتر حسابداری برای محاسبه مالیات دارند و آن را ضرورت اجتناب ناپذیر می‌دانند و شگفت‌تر این که حتی خود ماموران مالیاتی هم نه تنها از این موضوع برآشفته نمی‌شوند٬ بلکه به طی کردن همین مسیر توصیه می‌کنند و آن را طبیعی می‌دانند.

در چنین وضعیتی یا باید مشکل را حل کنیم و بر اجرای قانون پای بفشاریم و موانع و عیوب موجود در اجرای آن را برطرف سازیم و یا باید تعارفات و تشریفات ظاهرگرایانه در ستایش راستگویی را ترک کنیم و رسما بپذیریم که می‌خواهیم دروغ بگوییم و بر سر هم کلاه بگذاریم و به غارت و دزدی مشغول باشیم.

وقتی تکلیف را معلوم نمی‌کنیم و همه نیز عمق درد و فاجعه را هم می‌دانیم ولی به روی هم نمی‌آوریم، افراد نمی‌دانند بالاخره باید راست بگویند یا نه.

این است که سال‌ها طول می کشد دانش‌آموز دبستانی ما بفهمد آن همه توصیه‌های پدر و مادر و معلمان مدرسه و رسانه‌های گروهی به ارزش و قداست راستگویی چندان هم جدی نبوده و بیشتر یک تعارف رسمی است مثل دعوت به ناهار که طرف مقابل می‌داند فقط باید در جوابش تشکر کند و برود و به قول معروف «کی داده و کی گرفته»؟

 

 

 

 

www.digarban.com