وزارت ارشاد: چرا نداریم، مثل پادگان

وب‌سایت عصر ایران در گزارشی از «مصیبت انتشار کتاب در ایران» نوشته که مسئولان وزارت ارشاد در واکنش به پرسش محمد بقایی ماکان درباره علت حذف بخش‌هایی از کتاب خود گفته‌اند در این وزارتخانه «چرا نداریم.»

این وب‌سایت در گزارش خود، وضعیت ممیزی کتاب در ایران را تاسف‌بار و «سلیقه‌ای» دانسته و نوشته است در روند صدور مجوز نشر برای کتاب‌ «وحدت رویه» وجود ندارد.

عصر ایران در پایان این پرسش را مطرح کرده که «آیا این‌ همه حساسیت و وسواس در مورد کتاب، باعث سرخوردگی مؤلفان ما نخواهد شد و اندک درآمد آنان را نیز از بین نخواهد برد؟»

×××××
مصیبتی به نام انتشار کتاب در ایران

دیگر تازگی ندارد که از ناشری بشنوی که مدتی است موفق به دریافت مجوز هیچ کتابی از سوی ارشاد نشده است. به این شنیده تکراری خبر گرانی کاغذ، اصلاحیه‌های پی‌درپی یک کتاب، انصراف نویسنده‌ای از انتشار آثارش و لغو مجوز کتاب‌هایی که مجوز دائم برای انتشار داشته‌اند را نیز اضافه کنید.

کتاب‌هایی هم هستند که همه‌ این مراحل را با موفقیت گذرانده‌اند، اما اکنون در انبار انتشاراتشان در انتظار مجوز پخش خاک می‌خورند که یا باید خمیر شوند، یا به امید این‌ معجزه بمانند که شاید روزی مجوز پخش بگیرند!

همین هفته پیش بود که شنیدیم محمدعلی سپانلو که بیش از شصت کتاب منتشره دارد و از شناخته ‌شده‌ترین شخصیت‌های ادبی ایران در دیگر کشورها است، در بستر بیماری گفته که اگر وضعیت کتاب‌هایش به همین روال ادامه یابد، دیگر روحیه‌ای برایش باقی نخواهد ماند و دست از نوشتن خواهد کشید.

یکی از شش کتاب‌ سپانلو که مجوز نشر نگرفته است، کتابی است متشکل از حرف‌ها و خاطره‌های او و نیز گفت‌وگوهایش با شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان. اما نکته‌ جالب حرف‌های سپانلو آن‌جاست که می‌گوید: «در جاهایی از این کتاب، من از نظام هم دفاع کرده‌ام. پایش هم شجاعانه می‌ایستم. بسیاری از دوستان در خاطراتشان از این مسائل می‌گذرند.»

نمونه دیگری از این خروار، وضعیت اثری از محمد بقایی ماکان، اقبال‌شناس و محقق است که شیوه ممیزی در وزارت ارشاد را سلیقه‌ای، حلقه بررسی در این وزارتخانه را بسیار تنگ و هرگونه نامه‌نگاری و پیگیری را نیز در این مورد بی‌ثمر خوانده و گفته است: «دوستان بسیاری را می‌شناسم که به دلیل برخورد ممیزی ارشاد، کتاب‌های بسیاری را در کشوی میزشان آماده دارند ولی ترجیح می‌دهند با توجه به مضایقی که از طریق اداره کتاب اعمال می‌شود به چاپ نسپارند.»

جالب اینجاست که وقتی این استاد محقق، با تقاضای سانسور بخش‌هایی از کتابش مواجه شده و علت را پرسیده بود، به او گفته بودند: «اینجا چرا نداریم!» درست مثل دوران سربازی، درست مثل پادگان!

حالا جالب اینجاست که آن بخشی که گفته بودند باید حذف شود، هیچ خط قرمزی را رد نکرده بود؛ او در کتابش نوشته بود که کتابخانه ملی هنگ کنگ دوازده میلیون کتاب دارد و کتابخانه ملی ما یک میلیون. همین را گفته‌اند حذف کنید! تا مشخص شود، سلیقه‌گرایی آن هم در حد تاسف انگیزش بیداد می‌کند.

نبود وحدت رویه در ممیزی

یکی از موارد مشکل‌ساز که موجب شده تکلیف نویسندگان با اداره کتاب مشخص نباشد، نبود وحدت رویه در نحوه ممیزی کتاب است. در واقع به‌غیر از واژگانی که در متن تایپی هر کتاب به‌ صورت خودکار جست‌وجو شده و مشمول اصلاح می‌شوند، در بخش محتوایی همه ‌چیز بستگی به سلیقه ممیز دارد.

صفارهرندی، وزیر پیشین ارشاد در یکی از کنفرانس‌های خبری خود اعلام کرد که هر کتابی توسط سه ممیز خوانده می‌شود و در نهایت یک سرممیز ایرادات وارده را بررسی می‌کند. اما خروجی کار نشان می‌دهد که این فرایند به رقابتی برای کشف و به نوعی اختراع موارد اصلاحی انجامیده است.

اصلاحیه‌های مکرر و کتاب‌های بلاتکلیف

اما گروه دیگری از کتاب‌ها هم هستند که پس از اعمال موارد اصلاحی باز هم مورد بررسی قرار می‌گیرند و ایرادات تازه‌ای از آن‌ها گرفته می‌شود. نمونه این کتاب‌ها، یک پژوهش ادبی درباره نیما از ایلیا دیانوش، شاعر و منتقد ادبی است که پس از گذشت نزدیک به سه سال از ارسالش به ارشاد و اعمال دو اصلاحیه همچنان بلاتکلیف است.

این در حالی است که انتشار بسیاری از این کتاب‌ها به‌ صورت پاورقی در نشریات میسر است و بنابر عرف کار مطبوعاتی، مطالبشان هم چیزی نیست که بخواهد منجر به توقیف نشریه و حتی تذکری به آن بشود!

لغو مجوزها

در این میان کتاب‌هایی هم هستند که پیش از این مجوز انتشار دائم داشته و بارها چاپ شده‌اند اما برای تجدید چاپ دچار مشکلاتی می‌شوند، از آن جمله کتابی درباره دفاع مقدس است که چاپ جدید آن مشروط به حذف عکس‌هایی از آن شده است. بداقبال‌تر از این کتاب‌ها، کتاب‌هایی هستند که مجوزشان بالکل لغو می‌شود و در بهترین حالت برای طی کل فرایند مجوز و انتشار در قالب اثری جدید با اصلاحات کلی و جزیی راهنمایی می‌شوند.

سخن آخر این‌که آیا این‌ همه حساسیت و وسواس در مورد کتاب، خوانندگان را به‌سوی کتاب‌های زیراکسی و چاپ‌های زیرزمینی که مطالبشان تحت هیچ نظارتی نیست، سوق نخواهد داد؟

آیا باعث سرخوردگی مؤلفان ما نخواهد شد و اندک درآمد آنان را نیز از بین نخواهد برد؟ و آیا رفته رفته ناشران ما را به سوی خروج از فعالیت فرهنگی سوق نخواهد داد؟

ارسال نظر جدید

این مورد تنها در اختیار مدیران سایت بوده و برای عموم نمایش داده نمی شود.
Image CAPTCHA

www.digarban.com (2017)